
دلم واسه تموم بچگی های خودم تنگ می شه ولی راه رفتنی رو باید رفت ...
البته بازم یه جایی همین نزدیکیا هستیم و ادامه میدیم
بهم سر بزنین " تنهام نذارین "
خداحافظ دیدار آبی ( شعر بی اجازه )... سلام تیغ ترانه![]()
![]()
![]()
یه بوس با طعم شکلات واسه تمام دوستان شعر بی اجازه![]()
و این ترانه به اسم خاطره که خودم یه دنیا ازش خاطره دارم
که با صدای زیبای کمال طاقانی اجرا شده
خاطره
لباس عروستو بپوش
وقتی که نوبتت می شه ، رخت عروسی بپوشی
خاطره هامو نذاری ، تو آلبوم فراموشی
یادت نره یه دیوونه ، خاطرتو خیلی می خواس
اون که هنوز بیاد تو ،مجنون شهر قصه هاس
یادت نره که یاد تو ، هنوز برام مقدسه
هنوز همه ترانه هام ، با تو به آخر می رسه
می سپرمت به خاطره ، اما نه جای خیلی دور
یه گوشه ی دنج دلم ، یه جا پر از عطر حضور
گاهی شبا به عشق تو ، میام به شهر خاطره
همونجا که عبور تو ، یه شب دلم رو می بره
فکر نکنی با رفتنت ، کسی می شینه جای تو
گوشه ی خلوت دلم ، مونده هنوز برای تو
غصه نخور خیالی نیس ، اگه هنوز دربه درم
خونه به دوش قصه ها ، با غصه ها همسفرم
می سپرمت به خاطره ، اما نه جای خیلی دور
یه گوشه ی دنج دلم ، یه جا پر از عطر حضور
اگر چه ساده می گذرم ، یادت باشه دوست دارم
لباس عروستو بپوش ، یادت نره منتظرم
گاهی شبا بیاد تو ، میام به شهر خاطره
همونجا که حضور تو ، غمامو از دل می بره
این ترانه رو می تونید از این آدرس لباس عروستو بپوش دانلود کنید
متن کامل شعر تو بارون که رفتی...
اثر جاودانی یغما گلرویی که با صدای زخم خورده ی استاد سیاوش قمیشی
اجرا شده که به نظر من واقعا محشر ترانه س
با آرزوی سلامتی و موفقیت روز افزون برای استاد سیاوش قمیشی
بارون
تو بارون رسیدی با چشمای خیست
با دستای گرمِ ستاره نویست
تو بارون رسیدی، ترانه رها شُد
شبِ کهنه کوچید، جهان مالِ ما شُد
من از تو شکفتم، من از تو رسیدم
یه دنیای تازه، تو چشم تو دیدم
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد!
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره، دلم بی قراره
نه شب عاشقانه س، نه رؤیا قشنگه
دلم بی تو خونه، دلم بی تو تنگه
یه فانوسِ مُرده تو برقِ چشامه
بدونِ تو حسرت همیشه باهامه
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره، دلم بی قراره
نه شب عاشقانه س، نه رؤیا قشنگه
دلم بی تو خونه، دلم بی تو تنگه
یه فانوسِ مُرده تو برقِ چشامه
بدونِ تو حسرت همیشه باهامه
تو بارون که رفتی، شبم زیرُ رو شُد!
یه بغضِ شکسته رفیقِ گلو شد!
تو بارون که رفتی، دلِ باغ چه پژمرد!
تمامِ وجودم تو آیینه خط خورد
و ترانه ای که توسط استاد با اون صدای زخمی اجرا شده
تو بارون که رفتی (این آهنگ یه شاهکار تکرار ناشدنیه)
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره دلم بی قراره
نه شب عاشقانه است نه رویا قشنگه
دلم بی تو خووووونه دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب ناامیدی
تو بارون که رفتی شبم زیر و رو شد
یه بغض شکسته رفیق گلو شد
تو بارون که رفتی دل باغچه پژمرد
تمام وجودم توی آینه خط خورد
هنوز وقتی بارون تو کوچه می باره
دلم غصه داره دلم بی قراره
نه شب عاشقانه است نه رویا قشنگه
دلم بی تو خووووونه دلم بی تو تنگه
یه شب زیر بارون که چشمم به راهه
می بینم که کوچه پر نور ماهه
تو ماه منی که تو بارون رسیدی
امید منی تو شب ناامیدی

ایشالا لطف دوستان رو جبران کنم .
اینبار با یه ترانه به اسم * پرنده * آپ می کنم ، که تیتراژ فیلم ( تبسم یک اتفاق ) با آهنگ سازی آقای رضا بیگی و صدای آقای امید یزدوخواستی اجرا شده و همین چند روزه هم با مصاحبه خواننده کار از آنتن پخش شد .خود فیلم هم بزودی از تلویزیون ایران پخش می شه
که تاریخ دقیقش رو ان شاء الله با خود آهنگ آپ می کنم.
پرنده
وقتی پرنده می پره ، خاطره هاش جا می مونه
پشت حصار رفتنش ، همیشه تنها می مونه
نفس نفس ثانیه هاش ، می افته تو خط سقوط
پرنده پر می کشه و فقط می مونه یه سکوت
راهی فصل غم می شه ، تو غربت آرزوها
جاده صداشو میشنوه ، وقتی که می شه بی صدا
کاشکی به جز خاطره هاش ، یه چیز ِ دیگه جا می موند
دلش تو سینه ی یکی سرود فردا رو می خوند
کاشکی می شد که چشماشو ، فردا دوباره وا کنه
یه بار دیگه با نفساش ، خدا رو باز صدا کنه
دلش می خواست یه بار دیگه ، به آرزوهاش می رسید
صدای قلبش دوباره ، تو گوش دنیا می پیچید
پرنده می پره ولی ، هنوز پرنده می مونه
بازی رو می بازه ولی ، بازم برنده می مونه
زندگیشو می بخشه و خنده رو لبهاش میاره
وقتی به جز خاطره هاش ، یه چیز دیگه جا می ذاره
ترانه سرا :اسماعیل پناهی
آهنگساز : رضا بیگی
خواننده : امید یزدوخواستی
دیروز هفتمین روز درگذشت خسرو شکیبایی بود و فردا هفتمین روز به خاکسپاری روح و اسطوره ی بازیگری تاتر و سینمای بی روح ایرانه ، مردی که با خانه ی سبز می شناسمش ، اگر چه اسم همه ی فیلم هایی رو که بازی کرده نمی دونم اما تموم بازی هاش رو دوست داشتم ، با اون تن صدای خاص که دل هر عاشقی رو می لرزوند ، صدایی آسمونی ...
این پست رو اختصاص می دم به روح سبز رضای خانه ی سبز
** تقدیم به روح آزاد خسرو شکیبایی **
*
هنوز هم دهانش بوی شیر می دهد
جنازه ی سرد ...
پیرمردی که تا آخر عمرش بچگی کرد..

..............................
*پرواز
واسه پرواز كبوتر ، يه نفس رهايي بسه
واسه عاشقونه رفتن ، يه دل هوايي بسه
من فقط واسه رهايي ، يه هواي تازه مي خوام
واسه به تو رسيدن ،از تو يك اجازه مي خوام
مي دونم پرنده نيستم ، اما پرواز و مي فهمم
تو بخواي پرنده مي شم ، ميون اين همه آدم
چيزي از دنبا نمي خوام ، جز همين يه خط ترانه
تا بگم منو فنا كن ، تو يه بغض عاشقانه
واسه پرواز كبوتر ، يه نفس رهايي بسه
تو بگير دستامو تا دل ،توي اين سفر نترسه
اين گناه آخرم بود ، به گلايه از غريبي
ديگه فرصتي نمي خوام ، خسته ام زخود فريبي
من فقط واسه رهايي ، يه هواي تازه مي خوام
واسه يه تو رسيدن ، عشق بي اندازه مي خوام
منو از خودم بگيرو ، منو با من آشنا كن
منو از زمين بگيرو ، تو ستاره ها رها كن
واسه پرواز كبوتر ، يه نفس رهايي بسه
واسه عاشقونه رفتن ، يه دل هوايي بسه
من فقط واسه رهايي ، يه هواي تازه مي خوام
واسه به تو رسيدن ،از تو يك اجازه مي خوام
واسه پرواز كبوتر ..........
واسه پرواز كبوتر............